هیئت مدیره سوم سازمان نظام صنفی رایانهای استان تهران یکی از نخستین گامهای خود را شفاف برداشته است.
این هیئت مدیره با انتشار پیشنویس برنامه عملیاتیاش، از اعضای سازمان دعوت کرده است تا به نقد و ارایه پیشنهاد درباره این برنامه عملیاتی بپردازند.
یک تعریف ساده از برنامه عملیاتی (Action plan) میتواند چنین باشد؛ مجموعهای از اقدامات یا فعالیتهای لازم برای موفقیت «راهبرد»(ستراتژی).
یک برنامه عملیاتی سه عنصر اصلی دارد که عبارت است از: ۱- فعالیتهای مشخص (چه کاری را چه کسی یا واحدی باید انجام دهد) ۲- افق زمانی (هر فعالیت در چه زمانی باید به انجام برسد) ۳- تخصیص منابع (برای یک فعالیت مشخص چه منابعی مورد نیاز است).
البته تعاریف متعددی برای برنامه عملیاتی وجود دارد و روشهای تدوین برنامه عملیاتی نیز مختلف است. اما میتوان ادعا کرد که هر برنامه عملیاتی حداقل باید مواردی همچون "فعالیتهای مشخص"، "زمانبندی"، "دستاوردهای مورد انتظار" و "منابع لازم" را تعریف کند.
با این تعریف ابتدایی نگاهی میاندازیم به برنامه عملیاتی سازمان نظام صنفی استان تهران.
نصر یا اتحاد
هیئت مدیره سازمان نظام صنفی استان تهران برای جمعبندی برنامه عملیاتیاش، اقدام به تشکیل کارگروهی برای دریافت نظرات آرا کرد؛ کارگروهی که نتیجه فعالیتش اکنون در یک دوره سه هفتهای، در قالب پیشنویس اولیه برنامه عملیاتی سازمان نصر تهران ارایه شده است.
اما مقایسهای ساده بین برنامه عملیاتی سازمان نظام صنفی رایانهای استان تهران با برنامهها و اهداف ائتلاف "اتحاد۱۵" که بیشترین سهم را در میان اعضای هیئت مدیره نصر تهران از آن خود کرد، حاکی از شباهتی شگفتانگیز است.
هر دو برنامه در اهداف کاملا یکسان هستند و در برنامهها نیز، به برنامه عملیاتی سازمان دو سه بند اضافه شده است.
"رونقبخشی به کسبوکار مشاوران حقیقی از طریق الزام به کارگیری مشاوران در فعالیتهای مرتبط"، "بازنگری اساسنامه و دستورالعملهای موجود سازمان"، "تقویت اعتبار و جایگاه شورای انتظامی" و "تدوین برنامه راهبردی سازمان" مواردی است که برنامه عملیاتی سازمان اضافه بر اهداف و برنامههای اتحاد ۱۵ در خود میبیند.
اگر فرض کنیم که در تدوین این برنامه عملیاتی برنامههای ائتلاف رقیب و کاندیداهای مستقل انتخابات سازمان مدنظر قرار گرفته و مثلا این دو سه بند افزوده شده، حاصل آن برنامههای دیگر است، اصولا چه نیازی به تشکیل کارگروه بود؟ مگر نمیشد آن یکی دو بند را خیلی ساده به این پیشنویس افزود؟
برنامه یا هدف
اما آنچه به عنوان پیشنویس برنامه عملیاتی سازمان نظام صنفی استان تهران ارایه شده، در واقع شامل سه سرفصل اصلی است که در هر سرفصل اهداف و سپس برنامهها ذکر شده است.
بگذارید برای شفافتر شدن موضوع به نخستین هدف و برنامه این پیشنویس اشاره کنیم:
هدف: افزایش تاثیرگذاری سازمان در بهبود فضای کسبوکار، از طریق افزایش تعاملات موثر با نهادهای حاکمیتی و صنفی برای پیگیری مطالبات صنفی.
برنامهها: ۱/۱- اجرای سیاستهای اصل ۴۴ و خروج دولت از فعالیتهای تصدیگری در زمینه فناوری اطلاعات ۲/۱- شفافسازی فضای مناقصات و مزایدههای دولتی و برطرف کردن فضای نابرابر حضور بخش خصوصی ۳/۱- رفع موانع توسعه کسبوکار ۴/۱- منطقیکردن حقوق وارداتی و خدماتی ۵/۱- اجرایی شدن قوانین حمایت از مالکیت معنوی ۶/۱- رفع محدودیتهای عرضه و ارایه پهنای باند و نظارت بر کیفیت خدمات ۷/۱- نظارت بر شرایط کیفی و کمی ارایه خدمات تلفن بینالملل ۸/۱- تسهیل قوانین و شرایط انتقال و حواله ارز از طریق سیستم بانکی و صرافیها برای صنعت فاوا ۹/۱- حضور موثر در مراکز سیاستگذاری و تصمیمگیری ۱۰/۱- دفاع از منافع اعضا در حوزه روابط کار.
سوال اینجاست که مواردی همچون "حضور موثر در مراکز سیاستگذاری و تصمیمگیری" یا "منطقیکردن حقوق وارداتی و خدماتی" خود نمیتوانست به عنوان هدف مطرح شود؟ و اصولا این موارد چگونه برنامه عملیاتی را به ذهن متبادر میکند.
البته نباید ناگفته گذاشت که در صدر پیشنویس برنامه عملیاتی منتشر شده، در توضیح این ایراد آمده است که: "اهداف و برنامههای اشاره شده در ذیل، برای عملیاتی شدن احتیاج به اقدامات کلیدی و اجرایی دارند که در جلسات متعدد کارگروه تدوین برنامه و جلسات هیئت مدیره مورد بحث و بررسی قرار گرفته و تعدیلهای لازم روی آن صورت پذیرفته است. در نتیجه برای تمامی اهداف و برنامههای مصوب اقداماتی مشخص که عملیاتی و سنجشپذیر باشند تعریف شده است که از عنوان نمودن آنها در این مستند پرهیز شده است تا مخاطبان بتوانند به صورت آزاد و بیهیچ ذهنیتی اقدامات پیشنهادی خود را ارایه نمایند."
اما مگر میتوان بدون ایجاد ذهنیت در اعضای سازمان، نظر انتقادی آنان را جویا شد؟ اصولا اعضای سازمان در مورد کدام برنامه عملیاتی اظهار نظر کنند؟ اینها که ذکر شده نه برنامه است و نه عملیاتی است، اینها صرفا اهدافی است که بخشی از آنان به نام برنامه در سند مذکور توزیع شده است. همان گونه که خود سازمان در صدر سند اشاره کرده از برنامه عملیاتی یا اقدام "اقداماتی مشخص که عملیاتی و سنجشپذیر باشند" مدنظر است. آیا انتظار میرود مثلا اعضای سازمان در مورد افزایش اقتدار سازمانشان، مثلا، نقد داشته باشند یا اینکه باید اقدامات مشخص برای دستیابی به این هدف نقد و بررسی شود؟
استراتژی، آخر عملیات
برنامه عملیاتی مجموعهای از اقدامات مشخص در جهت برنامه راهبردی است. حال اینکه چرا در سند منتشره، تدوین برنامه راهبردی به عنوان بند آخر برنامه عملیاتی مطرح شده، موردی مبهم است.
آیا قرار است در حین اجرای برنامه عملیاتی، استراتژی سازمان تدوین شود؟
آیا پس از تدوین استراتژی، برنامههای عملیاتی جدیدی منطبق با آن راهبرد نوشته (یا به روز) میشود، یا اینکه آن استراتژی لزوما منطبق بر این برنامه عملیاتی خواهد بود؟
نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد مواردی است که از میان انتقادات ائتلاف رقیب در انتخابات (پیشنهاد۲۰) درآمده است. جالب اینکه موردی همچون "بازنگری اساسنامه و دستورالعملهای موجود سازمان" نه در برنامه عملیاتی که در نقشه راه پیشنهاد ۲۰ آمده بود، حال چگونه یک جمله میتواند هم هدف باشد.
اینها سوالاتی است که پاسخ به آنها شاید بتواند در تدوین برنامه عملیاتی موثر سازمان به کار آید.